تبليغاتX
ستاره سهیل

ستاره سهیل

تنها سعید

هی بی وفا

وقتی بوی پيچكهاي عاشق به مشامم ميرسد احساس مي كنم كه بهشت ماله من است خودكارم را بر ميدارمو هر آنچه در ذهنم دارم مي نويسم وسط سطر سكوت را با نوشته هايم ميشكنم

ميخام بنويسم از عشق از دوست داشتن

ميخام به خلوته شبانه اي سر بزنم

ميخام بعد از چندين سال سلام كنم به رفيقه لحظه هاي تنهايي به عشقه قديمي پاكم كه سالهاي سال است در دلم پنهان كرده ام و هنوز خاطرات كه آن سالهاي دور افتاده در ذهنم باقي  مانده است.

ميخام سلام كنم به سپيدار بلند دوستي و عشق و محبت و انسانيت كه شاه غزله زندگيم بودي اما افسوس كه ديگر در قلبم جا يي نداري

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:51  توسط سعيد  | 

امتداد عشق

سالهاست که کوچه های غبار گرفته را با قدم های راسخ در امتداد بهشت می پیمایم و هنوز هم نیافته ام سالهاست که سپیده دل افق اسفناکی ربوده است و فقط ظلمات است که دیده میشود من روزگارم را با اندوه می گذرانم من به دنبال تو تمامه دریاها "جاده ها و بیابان ها را میگردم هنوزهم دیر نیست

.برگرد تا لحظه هایم بهاری شود

فاصله برای یه عاشق همیشه تلخ است دخترکی را دیدم که می گریست و اشکهایش مرا تا انتهای کوچه شب کشاند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:44  توسط سعيد 

مسافرت همیشگی

روزی که می رفتی پرستوها همه غمگین بودند.گلهای همیشه بهار کنار جوی آب،جدایی را نجوا میکردند وقاصدک ها دیگر شوق پرواز نداشتند.

روزی که میرفتی ،گلهای بنفشه و شب بو با درخت بیدمجنون قهر کردند.

روزی که می رفتم  اشکهایم چه غریبانه  بر شیار گونه هایم جاری بودند و من با نگاهی فریاد می زدم ای آخرین بهارم کی بر می گردی.ولی کلام سرد خداحافظی تو خبر از فاصله های دور می داد.

اکنون از سفر تو ماهها و سالها می گذرد و من به یاد رنگ چشمانت که برای آخرین بار بر سطح آب جوی نقش بست،تمام دقایق زندگی ام را با نگاه سر می کنم و چون به صداقت آب ایمان دارم،

می دانم که تو روز بهاری با سبدی از لاله وحشی بر می گردی

آخرین گناه من چیست؟

اسم؟آواره          جرم؟به دنیا آمدن             مجرم؟مادر           روزهای خوب؟فقط یک روز بارانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:8  توسط سعيد  | 

سلامي به بزرگي دنيا واسه تمامه دوستانم

مرسي از اينكه بهم سر ميزنيد نميدونيد چقدر خوشحال ميشم با وجود اينكه كلي غم به دلم نشسته ولي هيچ وقت احساسه تنهايي نمي كنم

اواخره خرداد بود كه خدا يه نفرو جلوم قرار داد و با هم اشنا شديم كه به اندازه مامانم عزيزترين كسم هست دوسش دارم تو هر شرايطي كم

كم مي كنه و ميگه با خدا باش هم مهربون هم دوست داشتنيه 

از خداوند ميخام كه اين دوسته با وفامو هميشه داشته باشم و هميشه حتي تو سردترين شرايط به يادشم اميدوارم كه هميشه لبخند رو لباش باشه و هيچ وقت غم سراغش نياد

واسش ارزوي خوشبختي مي كنم از خدا ميخام كه همه به عشقشون برسن هميشه اول واسه دوستانم دعا مي كنم بعد خودم و چه خوبه كه ادم همه رو يكسان نگاه كنه

  • دوسته عزيز اميدوارم تو زندگيت اينقدر خوشبين باشي تا هيچ وقت بدي و زشتي هاي دنيا رو حس نكني

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمامه عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنیو به جای اینکه لبریزه کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخاد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیره اواره غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز به جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمن که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغه دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و انوقت اروم زیر لب بگی

گل من باغچه نو اورم

 ا ینم تقدیم به عشقه قدیمی خودم که دیگه هیچ وقت ندیدمش و ازش خبر ندارم اما میدونم یه روزی از همین روزها می بینمش نمیدونید اون لحظه چقدر واسم دردناک هست غمه دور از تو بودن پرپرم کرد مهلا جان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7:27  توسط سعيد  | 

سلام بهونه قشنگه من برای زندگی

سلام بهونه قشنگه من برای زندگی

اره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حاله منو اگه بخای رنگ گلهای قالی

جای نگاهت بد جوری تو صحنه چشمام خالیه

ابرا همه پیشه منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جونه خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کناره اسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم سردو شکستت نکنه

چادر شبه لطیفتو از روت شبا پس نزنی

تنگه بلوره ابتو یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سره عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلبه اسمون با ابرا همسفر شدیم

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم به اخره خط رسیدم

نمیدونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم براهته

یه قلبه تنها کبود هلاکه یک نگاهته

من میدونم من میدونم همین روزا عشقه من از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

تنها دلیله زندگی با یه غمی دوستت دارم

داغه دلم تازه میشه اسمتو رو لبهام میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دله بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشمه من هیچ وقت نگیر

دلم میخاد یه چیزی رو بدونی

 

دلم میخاد یه چیزی رو بدونی نه عاشقم نه مهربونی

تنها دلیله زندگی با یه غمی دوستت دارم با یه غمی

 

دوستت دارم با يه غمی  دوستت دارم

 

اینم یه دکلمه که خانومه مریمه حیدرزاده خونده بود واسه تمامه دوستانم  من عاشقه مریمه حیدرزاد هستم. نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 11:32  توسط سعيد  | 

عاشقانه

با غرور بی دلیلت منو آزار نده
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسه من مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

بخدا من خودم رفتنیم

به خدا

به خدا ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 20:18  توسط سعيد  | 

مرگ عشق

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو

ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند

خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 20:4  توسط سعيد  | 

 سلام من دوسته سعیدم سعید یه چند وقتی اتفاقی واسش افتاده اینو گذاشتش به عهده من اسمه من المیراست فعلان بای
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 20:51  توسط سعيد  | 

من و تو

تو مثل قطره ی بارانی بودی که بر روی چشمانم نشستی قطره ای پر از محبت و عشق.

آن لحظه احساس کردم که آن قطره قطره ی اشکم است که از چشمانم سرازیر می شود.

اما آن قطره باران بود قطره بارانی که مرا عاشق کرد ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 20:28  توسط سعيد  | 

sms قشنگ

با توجه به تفاوت نرخ sms فارسی and

engilisi این only for sms پیچوندن

computere مخابرات در تشخیص هزینه

این sms ارسال شده و ارزش digari ندارد!!!


 

باید آهسته نوشت ،

با دل خسته نوشت ،

با لب بسته نوشت...

گرم و پررنگ نوشت...

روی هر سنگ نوشت

تا بخوانند همه

که اگر عشق نباشد دل نیست...!!!

 

غضنفر زنگ می زنه ثبت احوال ،

می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟

می گن بله...

میگه من امروز حالم خوبه ، لطفا ثبتش کنید.

 

سلام از برنامه 90 مزاحمتون میشم

می خواستم بگم شما به عنوان

بهترین گل سال انتخاب شدید!


 

اولين اس ام اس جهان در سال:

01/01/0001

در ساعت: 00:00:01 ارسال شد:

آدم: دوست دارم جيگر

حوا : شما ...!؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 20:23  توسط سعيد  | 

عکس های توپ جنیفر لوپز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 20:5  توسط سعيد  |